توصیه پالاسما و زومتور

توصیه پالاسما و زومتور


اتمسفر؛ روح نادیدنی معماری از نگاه پیتر زومتور تا یوهانی پالاسما معماری تنها ساختن دیوار، سقف و فرم نیست؛ معماری خلقِ تجربه است. آنچه انسان از یک فضا به خاطر می‌سپارد، اغلب نه ابعاد و نه جزئیات فنی، بلکه «حسی» است که فضا در او برمی‌انگیزد؛ حسی از آرامش، سکوت، تعلق، هیبت یا حتی اضطراب. در دهه‌های اخیر، مفهوم «اتمسفر» یا جوّ فضایی، به یکی از مهم‌ترین موضوعات نظری معماری تبدیل شده است؛ مفهومی که معمارانی چون Peter Zumthor و Juhani Pallasmaa آن را به قلب گفتمان معماری معاصر وارد کردند. پیتر زومتور؛ معماری به‌مثابه تجربه حسی Atmospheres اثر مشهور پیتر زومتور، یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌ها درباره کیفیت احساسی فضاست. زومتور در این کتاب، معماری را نه صرفاً به‌عنوان یک شیء بصری، بلکه به‌عنوان تجربه‌ای چندحسی توصیف می‌کند. او معتقد است ساختمان خوب، پیش از آنکه دیده شود، «احساس» می‌شود. «اتمسفر برای معمار سوئیسی، پیتر زومتور نیز جایگاه مهمی دارد. وی در کتاب اتمسفرها، مجموعه‌ای از موضوع‌ها که در دستیابی به اتمسفرهای معمارانه در کارهای وی نقش داشته‌اند را معرفی کرده‌است. «هماهنگی مصالح - Material Compatibility»، «دما محیط»، «سطوح صمیمیت - Levels of Intimacy» و «معماری به مثابه محیط» برخی از این موضوعات هستند. — Peter Zumthor, Atmospheres, 2006 - بخشی از کتاب «اتمسفر ساختمان، فرم بی‌فرم» از یوهانی پالاسما، پیترزومتور و گرنوت بومه، ۱۴۰۳. او اتمسفر را کیفیتی می‌داند که از ترکیب نور، مصالح، صدا، دما، مقیاس و حتی سکوت شکل می‌گیرد. از نگاه او، معماری زمانی ارزشمند است که بتواند میان انسان و فضا، پیوندی عاطفی ایجاد کند. این نگاه، معماری را از یک محصول صرفاً عملکردی فراتر می‌برد و آن را به هنری برای خلقِ «حال‌وهوا» تبدیل می‌کند. در آثار او مانند Therme Vals یا Kolumba Museum، کیفیت نور، جنس مصالح و سکوت فضایی، بخشی از تجربه اصلی معماری هستند؛ گویی ساختمان پیش از آنکه سخن بگوید، «احساس» می‌آفریند. یوهانی پالاسما؛ معماری فراتر از بینایی در سوی دیگر، یوهانی پالاسما، معمار و نظریه‌پرداز فنلاندی، نقدی جدی به سلطه نگاه صرفاً بصری در معماری معاصر دارد. او در کتاب مشهور خود، The Eyes of the Skin، تأکید می‌کند که معماری باید همه حواس انسان را درگیر کند، نه فقط چشم را. پالاسما می‌نویسد: «معماری اصیل، تجربه‌ای چندحسی است؛ کیفیت فضا، ماده، مقیاس و سایه به‌طور برابر توسط چشم، گوش، بینی، پوست، زبان و استخوان سنجیده می‌شود.» — Juhani Pallasmaa, The Eyes of the Skin, 1996 او معتقد است معماری مدرنِ متأخر، بیش از حد به تصویر و فرم وابسته شده و ارتباط جسمانی و حسی انسان با فضا را فراموش کرده است. از نگاه پالاسما، معماری خوب باید «زیسته» شود، نه فقط دیده شود. پالاسما همچنین بیان می‌کند: «در تجربه معماری، بدن انسان مرکز ادراک است.» این دیدگاه، کیفیت فضایی را مستقیماً به ادراک انسانی پیوند می‌دهد؛ یعنی فضا زمانی موفق است که بتواند حضور انسان را در جهان عمیق‌تر کند. کیفیت فضایی و اتمسفر؛ موضوعی فراتر از زیبایی‌شناسی امروزه پژوهش‌های متعددی در حوزه روان‌شناسی محیطی و معماری نشان داده‌اند که کیفیت فضایی و اتمسفر، تأثیر مستقیمی بر احساسات، رفتار و حتی سلامت انسان دارند. مطالعات منتشرشده در حوزه Environmental Psychology و Architecture & Human Behaviour نشان می‌دهند که نور طبیعی، مقیاس انسانی، بافت مصالح، آکوستیک و کیفیت حسی فضا می‌توانند سطح استرس، تمرکز، آرامش و حس تعلق را تغییر دهند. برای مثال، پژوهش‌های انجام‌شده در زمینه طراحی بیمارستان‌ها نشان داده‌اند که فضاهای دارای نور طبیعی، متریال گرم و کیفیت حسی مناسب، روند بهبود بیماران را تسریع می‌کنند. همچنین در فضاهای آموزشی، کیفیت اتمسفر می‌تواند بر یادگیری و تمرکز دانشجویان اثر بگذارد. در بسیاری از مقالات معاصر، مفهوم «Atmospheric Architecture» به‌عنوان رویکردی مطرح می‌شود که هدف آن خلق تجربه‌های احساسی و انسانی در فضاست؛ رویکردی که معماری را از شیءسازی صرف نجات می‌دهد و دوباره به تجربه زیسته انسان نزدیک می‌کند. معماری؛ ساختن حسِ حضور شاید بتوان گفت مهم‌ترین مسئله در معماری امروز، نه پیچیدگی فرم و نه تکنولوژی، بلکه توانایی خلق «حضور» است. فضایی که انسان در آن، خود را زنده‌تر، آرام‌تر و آگاه‌تر احساس کند. پیتر زومتور و یوهانی پالاسما، هر دو به شیوه‌ای متفاوت، ما را به یاد این حقیقت می‌اندازند که معماری واقعی، در تصویر خلاصه نمی‌شود؛ معماری در حافظه بدن، در سکوت نور، در بوی چوب، در طنین قدم‌ها و در کیفیت نادیدنی فضا زندگی می‌کند. اتمسفر، همان چیزی است که باعث می‌شود بعضی فضاها را هرگز فراموش نکنیم.