فرهنگ مهرازی (ب و پ)

فرهنگ مهرازی (ب و پ)

بازار

ایرانی باستان: وَهاکارَنا

این واژه ایرانی از راه بازرگانی از یک سو به تازی، ترکی و زبان‌های اروپایی و از سوی دیگر به زبان سرزمین هند و سیلان راه یافته است.

به پندار برخی از پژوهشگران بازار شهر دورا در کرانه فُرات، کهن‌ترین بازار در تاریخ خاور زمین است.

 

اندام‌های بازار:

- راسته

- خان یا سرا

- تیم، تیمچه

- کیاسره (قیصریه)

- میدان

- چهارسو

- دالان

 

گونه‌های بازار

- بازار‌های گَردان 

- بازارگاه‌های شهری

- بازار مکاره

- بازارچه

 

بازار مکاره

- پیش از آنکه پیشرفت‌های چند سده کنونی، ترابری و پخش کالا را به بازارهای گوناگون و دوردست آسان کند، بهترین زمان فروش کالا هنگامی بود که مردم برای نیایش گرد هم می‌آمدند، این بازارها در یونان و روم کهن پیشینه دارند.

 

بازارگاه

- جایی که بازار برپا می‌شود.

 

بالان

- دالان تنگ و دراز که دو سوی آن در است.

 

بالشتک [لِ.تَ]

سنگی که زیر پاتاغ گذاشته می‌شود و تاغ از روی آن آغاز می‌شود.

بالش بالای ستون یا زیر تیرهای آسمانه روی دیوار، برای پخش بهتر فشار و سنگینی آسمانه و تیرها روی ستون یا دیوار.

 

بالنج [لِ]

- بخش میان پاکار گنبد تا شکرگاه آن.

 

بالکانه[نِ]

- پنجره شبکه دار که از بیرون آن، درون را نمی‌توان دید.

 

برزه[بَ.زِ]

- آماده کردن گَرتِه (نقشه) و ساخت نمونک (ماکت) یک ساختمان.

 

برساو کردن[بَ]

- برداشت ناب از ریخت‌های بومی و واگردان آن‌ها به ریخت‌های ساده هندازی (هندسی).

- برساو کردن از سابیدن گرفته شده است.

 

برفند[بَ.فَ]

- ساختمان با آسمانه خمیده.

 

بربخ [بَ.بَ]

- آبراهه یا ناودان سفالین نهان در دیوار برای گذر آب باران.

 

برخنجو[بَ.خَ]

- انبار غله در خانه.

 

بل [بَ‌]

- سرپناهی ساده با آسمانه چوبی یا بوریایی که گرداگرد آن باز است و دیوار ندارد.

 

بن‌باز [بُ]

- کوچه یا خیابانی که بن یا انتهای آن باز باشد.

- رویاروی بن‌بست.

 

بندد [بُ.دَ‌]

- پی. شالوده

 

بندار [بُ]

- انبار

بهرمن [بَ.مَ]

- بتخانه


پاپیلی

- چهار پهلویی که تنها دو پهلوی آن هم‌راستا باهم باشند.

 

پاخره [خَ.رِ]

- سکو و نشیمنی جلوی درگاه خانه

 

پاخیره [رَ]

- پی دیوار و ساختمان.

 

پاراه

- گذرگاه، جای رفت و آمد.

 

پارسه [سِ]

- دژ یا برج پاسداری در گرداگرد آن.

 

پالانه [نِ(نَ)]

- چَفدهایی که به گونه چَمَله (کمانی) بر روی هم روی یک دهانه، به‌ویژه روی سرانداز (نعل‌درگاه)، چوبین در یا پنجره زده می‌شود تا سنگینی بار روی سرانداز کمتر شود.

- پوشش شیبدار روی دیوار جان‌پناه.

پالیز

باغ

دیواره

 

پانیذ

- چفدی بسیار کم‌خیز.

 

پایندان [یَ]

- پایگاه

 

پانه [نِ(نَ)]

چوبی که پای ستون یا دیوار گذارند تا راست ایستد.

چوبی که پشت در اندازند تا باز نشود.

 

پتکفته کردن [پَ.کُ.تِ]

- پر کردن بالای دیوار در زیر آسمانه با چیدن آجر یا خشت به گونه اریب.

 

پتنگ [پِ.تَ]

روشن

دریچه و روزنی که در خانه‌ها برای روشنایی گذارند.

 

پدپیل [پَ]

- پشت‌بند

 

پردسنگ [پَ.سَ]

سنگ راهنما در کنار راه‌های بین‌شهری در روزگاران قدیم.

یکان اندازه‌گیری درازا برابر اندازه‌ای که کسی بتواند در یک پاس (ساعت) بپیماید.

 

پرگار [پَ]

- دستگاه ساده‌ای برای کشیدن پرهون (دایره) به‌کار می‌رود.

 

پرهون [پَ]

- کَشِه (خط) خمیده بسته که دوری همه فَندهای (نقطه‌های) روی آن از یک فند بنام میانگاه (مرکز) به یک اندازه باشد.

 

پغنه [پَ.نِ]

- پله. زینه نردبان.

 

پنام

- دستمال و پارچه‌ای است که موبدان زردشتی در جلوی دهان خود می‌آویزند، تا به هنگام نزدیک شدن به آتش در آتشکده، آن را آلوده نکنند.

 

پنجه‌کش کردن [پَ.جِ.کِ]

- پدید آوردن شیار روی اندود دیوار برای اندودکاری دوباره تا بهتر بچسبد.

 

پیچه [چِ(چَ)]

- پوشش بالای در خانه، سایبان بالای در.

 

پیرابند [بَ]

- فرانسوی: کادر (Cadre)

- چارچوب

 

پیسه [سِ]

- موزائیک‌های رنگی که با چیدن آنها کنار هم نگاره‌هایی آذینی پدید آورده می‌شوند.

 

پیمون [پِ]

- اندازه پایه برای به ‌دست آوردن اندازه همه اندام‌های یک ساختمان که در مهرازی کاربردهای فراوانی داشته و ابزار ساماندهی اندازه‌ها در گرته (نقشه) ساختمان است.

 

پین

- اندازه‌ای به پهنای یک آجر.