لاریز
- آجرچینی به گونهای که رجها، پلهپله پس بنشینند برای زمانی که بخواهند یک دیوار را در دو گامه (مرحله) بسازند.
لاو
- خاک سفیدی که از آنرا گلابه سازند و خانه را بدان سفید کنند.
لاوه کردن [وِ.کَ.دَ]
- سفید کردن ساختمان با گچ.
لای انداز [اَ]
- آبگیرهایی که در پیش دریچه آبگیری در بیرون آبانبارهای کهن ساخته میشدند تا آب، پس از گذر از آنها و تهنشین شدن گل و لای آن به آبانبار ریخته شود.
لب گردان [لَ.گَ]
- لبه استخر (حوض) با کمی شیب.
لچکی [لَ]
- بخش سهپهلویی یا پرکلاغی در نمای ساختمان
- زمینی که یک پهلوی آن کج باشد.
لرد [لَ]
- میدانچه
- میدان کوچکی در میانگاه بازار که در گذشته برای باراندازی به کار رفته است.
- در کنار آنها کاروانسرا، مسجد و ... بوده است.
نمونه: لرد کوچه میر قطب
لغاز [لُ]
- پیشآمدگی در نبش دیوار یا میان دیوار بیشتر گرداگرد درگاهها و پنجرهها.
مان
پارسی باستان: مانیا
پهلوی: مانه
- خانه
مادر و بچه [دَ. بَ. چِ]
- بستگی (رابطه) اتاق میانی در یک پهلو از میانسرای خانه و اتاقهای کناری آن یا بستگی میان تالارخانه و گوشوارهای دو سوی آن. (زبانزد مهرازان کهن)
متناسب (واژه تازی)
- سازوار
متوازی (واژه تازی)
- همسو
متیف [مُ] (واژه فرانسوی)
- بُن مایه
مجتمع (واژه تازی)
- اَرسَن
مجسمه (واژه تازی)
- پیکره
مخروط (واژه تازی)
- سَروه
مدخل [مَ.خَ] (واژه تازی)
- درآیگاه
مدول [مُ] (واژه اروپایی)
- پیمون
مردرو [مَ]
- راه تنگ، گذرگاه تنگ
مرکز [مَ.کَ] (واژه تازی)
- میانگاه
مرمت [مَ.رَ.مَ] (واژه تازی)
- بازآرایی
مساحت [مَ.حَ] (واژه تازی)
- پیمایش
مسطح [مُ.سَ.طَ] (واژه تازی)
- تخت ، هموار
مسکن [مَ.کَ] (واژه تازی)
پهلوی: مان
- خانه، ماندگاه .
معبر [مَ.بَ] (واژه تازی)
- گذرگاه
معرق [مُ.عَ.رَ] (واژه تازی)
- تکه چین
مقبره [مَ.بَ] (واژه تازی)
- گور، آرامگاه .
مقطع[مَ.طَ] (واژه تازی)
- برش
- جای برش گرته
مقیاس[مِ] (واژه تازی)
- اندازه . سَنجه
مکان[مَ] (واژه تازی)
- جای، جایگاه
مکعب[مُ.کَ.عَ] (واژه تازی)
- شش رویه
منزل [مَ] (واژه تازی)
- خانه، سرای.
- جای فرود آمدن رهسپر در گذشته.
- اندازه دوری میان دو کاروانسرا در گذشته.
منحنی [مُ] (واژه تازی)
- خمیده
منار [مَ] (واژه تازی)
- گلدسته
منطقه [مَ.طَ.قَ] (واژه تازی)
- پهنه . کمربند
موزه[زِ] (واژه فرانسوی)
- گنجینه
متناسب (واژه تازی)
- سازوار
موازی [مُ](واژه تازی)
- همسو
متیف [مُ] (واژه فرانسوی)
- بُن مایه
مجتمع (واژه تازی)
- آرسَن
مجسمه (واژه تازی)
- پیکره
مخروط (واژه تازی)
- سَروه
مدخل [مَ.خَ] (واژه تازی)
- درآیگاه
مدول [مُ] (واژه اروپایی)
- پیمون
مردرو [مَ]
- راه تنگ، گذرگاه تنگ
مرکز [مَ.کَ] (واژه تازی)
- میانگاه
معبر [مَ.بَ] (واژه تازی)
- گذرگاه
معرق [مُ.عَ.رَ] (واژه تازی)
- تکه چین
مقبره [مَ.بَ] (واژه تازی)
- گور، آرامگاه .
منزل [مَ] (واژه تازی)
- خانه ، سرای.
- جای فرود آمدن رهسپر در گذشته.
- اندازه دوری میان دو کاروانسرا در گذشته.
منحنی [مُ] (واژه تازی)
- خمیده
منار [مَ] (واژه تازی)
- گلدسته
منطقه [مَ.طَ.قَ] (واژه تازی)
- پهنه . کمربند
منظر[مَ] (واژه تازی)
- چشم انداز
مهندس[مُ.هَ.دِ] (واژه تازی)
- اندازه یار.
- برگرفته از هندسه که خود تازی شده هندازه است.
لاریز
- آجرچینی به گونهای که رجها، پلهپله پس بنشینند برای زمانی که بخواهند یک دیوار را در دو گامه (مرحله) بسازند.
لاو
- خاک سفیدی که از آنرا گلابه سازند و خانه را بدان سفید کنند.
لاوه کردن [وِ.کَ.دَ]
- سفید کردن ساختمان با گچ.
لای انداز [اَ]
- آبگیرهایی که در پیش دریچه آبگیری در بیرون آبانبارهای کهن ساخته میشدند تا آب، پس از گذر از آنها و تهنشین شدن گل و لای آن به آبانبار ریخته شود.
لب گردان [لَ.گَ]
- لبه استخر (حوض) با کمی شیب.
لچکی [لَ]
- بخش سهپهلویی یا پرکلاغی در نمای ساختمان
- زمینی که یک پهلوی آن کج باشد.
لرد [لَ]
- میدانچه
- میدان کوچکی در میانگاه بازار که در گذشته برای باراندازی به کار رفته است.
- در کنار آنها کاروانسرا، مسجد و ... بوده است.
نمونه: لرد کوچه میر قطب
لغاز [لُ]
- پیشآمدگی در نبش دیوار یا میان دیوار بیشتر گرداگرد درگاهها و پنجرهها.
مان
پارسی باستان: مانیا
پهلوی: مانه
- خانه
مادر و بچه [دَ. بَ. چِ]
- بستگی (رابطه) اتاق میانی در یک پهلو از میانسرای خانه و اتاقهای کناری آن یا بستگی میان تالارخانه و گوشوارهای دو سوی آن. (زبانزد مهرازان کهن)
متناسب (واژه تازی)
- سازوار
متوازی (واژه تازی)
- همسو
متیف [مُ] (واژه فرانسوی)
- بُن مایه
مجتمع (واژه تازی)
- اَرسَن
مجسمه (واژه تازی)
- پیکره
مخروط (واژه تازی)
- سَروه
مدخل [مَ.خَ] (واژه تازی)
- درآیگاه
مدول [مُ] (واژه اروپایی)
- پیمون
مردرو [مَ]
- راه تنگ، گذرگاه تنگ
مرکز [مَ.کَ] (واژه تازی)
- میانگاه
مرمت [مَ.رَ.مَ] (واژه تازی)
- بازآرایی
مساحت [مَ.حَ] (واژه تازی)
- پیمایش
مسطح [مُ.سَ.طَ] (واژه تازی)
- تخت ، هموار
مسکن [مَ.کَ] (واژه تازی)
پهلوی: مان
- خانه، ماندگاه .
معبر [مَ.بَ] (واژه تازی)
- گذرگاه
معرق [مُ.عَ.رَ] (واژه تازی)
- تکه چین
مقبره [مَ.بَ] (واژه تازی)
- گور، آرامگاه .
مقطع[مَ.طَ] (واژه تازی)
- برش
- جای برش گرته
مقیاس[مِ] (واژه تازی)
- اندازه . سَنجه
مکان[مَ] (واژه تازی)
- جای، جایگاه
مکعب[مُ.کَ.عَ] (واژه تازی)
- شش رویه
منزل [مَ] (واژه تازی)
- خانه، سرای.
- جای فرود آمدن رهسپر در گذشته.
- اندازه دوری میان دو کاروانسرا در گذشته.
منحنی [مُ] (واژه تازی)
- خمیده
منار [مَ] (واژه تازی)
- گلدسته
منطقه [مَ.طَ.قَ] (واژه تازی)
- پهنه . کمربند
موزه[زِ] (واژه فرانسوی)
- گنجینه
متناسب (واژه تازی)
- سازوار
موازی [مُ](واژه تازی)
- همسو
متیف [مُ] (واژه فرانسوی)
- بُن مایه
مجتمع (واژه تازی)
- آرسَن
مجسمه (واژه تازی)
- پیکره
مخروط (واژه تازی)
- سَروه
مدخل [مَ.خَ] (واژه تازی)
- درآیگاه
مدول [مُ] (واژه اروپایی)
- پیمون
مردرو [مَ]
- راه تنگ، گذرگاه تنگ
مرکز [مَ.کَ] (واژه تازی)
- میانگاه
معبر [مَ.بَ] (واژه تازی)
- گذرگاه
معرق [مُ.عَ.رَ] (واژه تازی)
- تکه چین
مقبره [مَ.بَ] (واژه تازی)
- گور، آرامگاه .
منزل [مَ] (واژه تازی)
- خانه ، سرای.
- جای فرود آمدن رهسپر در گذشته.
- اندازه دوری میان دو کاروانسرا در گذشته.
منحنی [مُ] (واژه تازی)
- خمیده
منار [مَ] (واژه تازی)
- گلدسته
منطقه [مَ.طَ.قَ] (واژه تازی)
- پهنه . کمربند
منظر[مَ] (واژه تازی)
- چشم انداز
مهندس[مُ.هَ.دِ] (واژه تازی)
- اندازه یار.
- برگرفته از هندسه که خود تازی شده هندازه است.
لاریز
- آجرچینی به گونهای که رجها، پلهپله پس بنشینند برای زمانی که بخواهند یک دیوار را در دو گامه (مرحله) بسازند.
لاو
- خاک سفیدی که از آنرا گلابه سازند و خانه را بدان سفید کنند.
لاوه کردن [وِ.کَ.دَ]
- سفید کردن ساختمان با گچ.
لای انداز [اَ]
- آبگیرهایی که در پیش دریچه آبگیری در بیرون آبانبارهای کهن ساخته میشدند تا آب، پس از گذر از آنها و تهنشین شدن گل و لای آن به آبانبار ریخته شود.
لب گردان [لَ.گَ]
- لبه استخر (حوض) با کمی شیب.
لچکی [لَ]
- بخش سهپهلویی یا پرکلاغی در نمای ساختمان
- زمینی که یک پهلوی آن کج باشد.
لرد [لَ]
- میدانچه
- میدان کوچکی در میانگاه بازار که در گذشته برای باراندازی به کار رفته است.
- در کنار آنها کاروانسرا، مسجد و ... بوده است.
نمونه: لرد کوچه میر قطب
لغاز [لُ]
- پیشآمدگی در نبش دیوار یا میان دیوار بیشتر گرداگرد درگاهها و پنجرهها.
مان
پارسی باستان: مانیا
پهلوی: مانه
- خانه
مادر و بچه [دَ. بَ. چِ]
- بستگی (رابطه) اتاق میانی در یک پهلو از میانسرای خانه و اتاقهای کناری آن یا بستگی میان تالارخانه و گوشوارهای دو سوی آن. (زبانزد مهرازان کهن)
متناسب (واژه تازی)
- سازوار
متوازی (واژه تازی)
- همسو
متیف [مُ] (واژه فرانسوی)
- بُن مایه
مجتمع (واژه تازی)
- اَرسَن
مجسمه (واژه تازی)
- پیکره
مخروط (واژه تازی)
- سَروه
مدخل [مَ.خَ] (واژه تازی)
- درآیگاه
مدول [مُ] (واژه اروپایی)
- پیمون
مردرو [مَ]
- راه تنگ، گذرگاه تنگ
مرکز [مَ.کَ] (واژه تازی)
- میانگاه
مرمت [مَ.رَ.مَ] (واژه تازی)
- بازآرایی
مساحت [مَ.حَ] (واژه تازی)
- پیمایش
مسطح [مُ.سَ.طَ] (واژه تازی)
- تخت ، هموار
مسکن [مَ.کَ] (واژه تازی)
پهلوی: مان
- خانه، ماندگاه .
معبر [مَ.بَ] (واژه تازی)
- گذرگاه
معرق [مُ.عَ.رَ] (واژه تازی)
- تکه چین
مقبره [مَ.بَ] (واژه تازی)
- گور، آرامگاه .
مقطع[مَ.طَ] (واژه تازی)
- برش
- جای برش گرته
مقیاس[مِ] (واژه تازی)
- اندازه . سَنجه
مکان[مَ] (واژه تازی)
- جای، جایگاه
مکعب[مُ.کَ.عَ] (واژه تازی)
- شش رویه
منزل [مَ] (واژه تازی)
- خانه، سرای.
- جای فرود آمدن رهسپر در گذشته.
- اندازه دوری میان دو کاروانسرا در گذشته.
منحنی [مُ] (واژه تازی)
- خمیده
منار [مَ] (واژه تازی)
- گلدسته
منطقه [مَ.طَ.قَ] (واژه تازی)
- پهنه . کمربند
موزه[زِ] (واژه فرانسوی)
- گنجینه
متناسب (واژه تازی)
- سازوار
موازی [مُ](واژه تازی)
- همسو
متیف [مُ] (واژه فرانسوی)
- بُن مایه
مجتمع (واژه تازی)
- آرسَن
مجسمه (واژه تازی)
- پیکره
مخروط (واژه تازی)
- سَروه
مدخل [مَ.خَ] (واژه تازی)
- درآیگاه
مدول [مُ] (واژه اروپایی)
- پیمون
مردرو [مَ]
- راه تنگ، گذرگاه تنگ
مرکز [مَ.کَ] (واژه تازی)
- میانگاه
معبر [مَ.بَ] (واژه تازی)
- گذرگاه
معرق [مُ.عَ.رَ] (واژه تازی)
- تکه چین
مقبره [مَ.بَ] (واژه تازی)
- گور، آرامگاه .
منزل [مَ] (واژه تازی)
- خانه ، سرای.
- جای فرود آمدن رهسپر در گذشته.
- اندازه دوری میان دو کاروانسرا در گذشته.
منحنی [مُ] (واژه تازی)
- خمیده
منار [مَ] (واژه تازی)
- گلدسته
منطقه [مَ.طَ.قَ] (واژه تازی)
- پهنه . کمربند
منظر[مَ] (واژه تازی)
- چشم انداز
مهندس[مُ.هَ.دِ] (واژه تازی)
- اندازه یار.
- برگرفته از هندسه که خود تازی شده هندازه است.