غوچ بند [بَ]
- چیدن دو سنگ یا آجر کنار هم بگونهای که سر آنها بهم بچسبند و کج بایستند. سردودکشها را روی بام بدین گونه میپوشانند تا چیزی درون آن نریزد.
فاکون (واژه گیلانی)
- فوکون
- اتاغی در برابر تلار در پشت خانه برای انبار یا نگهداری چهارپایان زیر دامنه آسمانه شیبدار.
فخر و مدین [فَ.مَ]
- آجرچینی شبکهای (پر و تهی) با آجر ساده یا آهاردار که برخی بازشوها با آن پوشیده میشود.
فدره [فَ.رِ.(رَ)]
- بوریايی که از رویه خرما یا نی کلفت بافته میشود و بر روی تیرهای آسمانه چوبی میافتد و روی آن گل میریزند.
فرسنگ [فَ.سَ]
- یکان اندازهگیری درازا در گذشته برابر هزارگام و هرگام دو پا بوده است. امروزه برابر شش کیلومتر است.
فرفار [فَ]
- پربار
فروز [فَ.وَ]
- چهارچوب، کاب در و پنجره
فرهیز [فَ]
- جان پناه
فل گل [فَ.گِ] (واژه مازندرانی)
- ملاتی آمیخته از گل رس و پوست خرد شده دانه برنج و آب برای اندودن.
فند [فَ]
تازی: نقطه
- ته کشه (خط) را فند گویند. جای برخورد دو کشه.
فوّاره [فَ.رِ] (واژه تازی)
- آبفشان
فیک [یَ]
- تیرهای چوبی چهارتراش که در زیر گاه چینی (کرسی چینی) خانه به کار میرود.
قاپو (واژه کُردی)
- دروازه، در بزرگ.
ویرانه قصر شیرین به چار قاپو موسوم است
و آن لغت کُردی است به معنای چهار دروازه
قبه [قُ.بِ.(بَ)]
- تازی شده کپه
- گنبد
- بارگاه و گور گنبددار
- روزنهای سفالین در بام گرمابه، کاروانسرا
قرینه [قَ.نِ.(نَ)] (واژه تازی)
- جفت
قطر [قُ] (واژه تازی)
- سِتَبرا
در تازی(اقطار عالم) برابر چهار سوی جهان است.
قیصریه (قِ.صَ.یِ)
- تازی شده کیاسره
- راسته بازار بزرگ، سرایی در بازار ویژه فروش کالاهای گرانبها
غوچ بند [بَ]
- چیدن دو سنگ یا آجر کنار هم بگونهای که سر آنها بهم بچسبند و کج بایستند. سردودکشها را روی بام بدین گونه میپوشانند تا چیزی درون آن نریزد.
فاکون (واژه گیلانی)
- فوکون
- اتاغی در برابر تلار در پشت خانه برای انبار یا نگهداری چهارپایان زیر دامنه آسمانه شیبدار.
فخر و مدین [فَ.مَ]
- آجرچینی شبکهای (پر و تهی) با آجر ساده یا آهاردار که برخی بازشوها با آن پوشیده میشود.
فدره [فَ.رِ.(رَ)]
- بوریايی که از رویه خرما یا نی کلفت بافته میشود و بر روی تیرهای آسمانه چوبی میافتد و روی آن گل میریزند.
فرسنگ [فَ.سَ]
- یکان اندازهگیری درازا در گذشته برابر هزارگام و هرگام دو پا بوده است. امروزه برابر شش کیلومتر است.
فرفار [فَ]
- پربار
فروز [فَ.وَ]
- چهارچوب، کاب در و پنجره
فرهیز [فَ]
- جان پناه
فل گل [فَ.گِ] (واژه مازندرانی)
- ملاتی آمیخته از گل رس و پوست خرد شده دانه برنج و آب برای اندودن.
فند [فَ]
تازی: نقطه
- ته کشه (خط) را فند گویند. جای برخورد دو کشه.
فوّاره [فَ.رِ] (واژه تازی)
- آبفشان
فیک [یَ]
- تیرهای چوبی چهارتراش که در زیر گاه چینی (کرسی چینی) خانه به کار میرود.
قاپو (واژه کُردی)
- دروازه، در بزرگ.
ویرانه قصر شیرین به چار قاپو موسوم است
و آن لغت کُردی است به معنای چهار دروازه
قبه [قُ.بِ.(بَ)]
- تازی شده کپه
- گنبد
- بارگاه و گور گنبددار
- روزنهای سفالین در بام گرمابه، کاروانسرا
قرینه [قَ.نِ.(نَ)] (واژه تازی)
- جفت
قطر [قُ] (واژه تازی)
- سِتَبرا
در تازی(اقطار عالم) برابر چهار سوی جهان است.
قیصریه (قِ.صَ.یِ)
- تازی شده کیاسره
- راسته بازار بزرگ، سرایی در بازار ویژه فروش کالاهای گرانبها
غوچ بند [بَ]
- چیدن دو سنگ یا آجر کنار هم بگونهای که سر آنها بهم بچسبند و کج بایستند. سردودکشها را روی بام بدین گونه میپوشانند تا چیزی درون آن نریزد.
فاکون (واژه گیلانی)
- فوکون
- اتاغی در برابر تلار در پشت خانه برای انبار یا نگهداری چهارپایان زیر دامنه آسمانه شیبدار.
فخر و مدین [فَ.مَ]
- آجرچینی شبکهای (پر و تهی) با آجر ساده یا آهاردار که برخی بازشوها با آن پوشیده میشود.
فدره [فَ.رِ.(رَ)]
- بوریايی که از رویه خرما یا نی کلفت بافته میشود و بر روی تیرهای آسمانه چوبی میافتد و روی آن گل میریزند.
فرسنگ [فَ.سَ]
- یکان اندازهگیری درازا در گذشته برابر هزارگام و هرگام دو پا بوده است. امروزه برابر شش کیلومتر است.
فرفار [فَ]
- پربار
فروز [فَ.وَ]
- چهارچوب، کاب در و پنجره
فرهیز [فَ]
- جان پناه
فل گل [فَ.گِ] (واژه مازندرانی)
- ملاتی آمیخته از گل رس و پوست خرد شده دانه برنج و آب برای اندودن.
فند [فَ]
تازی: نقطه
- ته کشه (خط) را فند گویند. جای برخورد دو کشه.
فوّاره [فَ.رِ] (واژه تازی)
- آبفشان
فیک [یَ]
- تیرهای چوبی چهارتراش که در زیر گاه چینی (کرسی چینی) خانه به کار میرود.
قاپو (واژه کُردی)
- دروازه، در بزرگ.
ویرانه قصر شیرین به چار قاپو موسوم است
و آن لغت کُردی است به معنای چهار دروازه
قبه [قُ.بِ.(بَ)]
- تازی شده کپه
- گنبد
- بارگاه و گور گنبددار
- روزنهای سفالین در بام گرمابه، کاروانسرا
قرینه [قَ.نِ.(نَ)] (واژه تازی)
- جفت
قطر [قُ] (واژه تازی)
- سِتَبرا
در تازی(اقطار عالم) برابر چهار سوی جهان است.
قیصریه (قِ.صَ.یِ)
- تازی شده کیاسره
- راسته بازار بزرگ، سرایی در بازار ویژه فروش کالاهای گرانبها