داربام
- تیر بزرگ در آسمانه چوبی.
داک (واژه شوشتری)
- کلاف چوبی نگهدارنده دیوار یا در.
دالان
- راهروی سرپوشیده میان درایگاه (ورودی) ساختمان و میانسرا (حیاط) آن.
- کوچه سرپوشیده همچون سابات که بر بالای آن اتاغ ساخته باشند.
- شاخهای جدا شده از راسته بازار که خود راستهای است سرپوشیده که به یک سرا یا تیم میرسد.
دربند [دَ.بَ]
کوچه بنبستی دارای در یا دروازه.
کوچه پهن و کوتاه.
درپنجره [دَ.پَ.جَ.رِ]
- دری که پنجره هم باشد.
- دری دارای پنجره شبکهدار
درسار [رِ]
دیواری که پیش در خانه یا دژ سازند تا درون خانه پیدا نباشد.
دروانه [دَ.نِ]
- روزنی بر بام خانه که با نردبان میتوان از آن رفت و آمد کرد.
دریابار [دَ]
- شهری که در کنار دریا باشد.
دمگیری [دَ]
- گچکاری نبش دیوارها و پدید آوردن چفت در آنها برای زیبایی.
دوال [دَ]
- پیشامدگی و نوار ترازی (افقی) در سراسر نمای ساختمان.
داربام
- تیر بزرگ در آسمانه (سقف) چوبی.
دودری [دَ]
- اتاغی که دو درگاه رو به میانسرا (حیاط) دارد.
دو راهه [هِ]
- شیاری درون کاب (قاب) پنجره از چوب یا... که میتوان شیشه در آن انداخت.
دورنما [نَ]
اروپایی: پرسپکتیو
تازی: مناظر و مرایا
- شاخهای از دانش هندازه (هندسه) که در آن با بکارگیری روشهایی ویژه، هر سه راستای یک گُنج (حجم) یا اندام (فضا) یا چشمانداز (منظر) را در رویه (صفحه) که تنها دو راستا دارد نشان میدهند.
دوسیدن [دَ]
- گچاندود کردن
دیرک [رَ]
- تیر میان چادر که آن را افراشته نگه میدارد.
تازی: عمود.
کَشِهای (خطی) که از میان چَفد بگونه ایستاده (عَمودی) میگذرد تا به افراز (نوک چَفد) میرسد.
دیو پایه [یِ]
- ستون ستبر
رواداری [رَ]
انگلیسی: Tolerance
تازی: انحراف مجاز
- بیشترین کژی پذیرفتنی (حداکثر انحراف مجاز) میان اندازه یا ریخت (شکل) شالوده ریزی شده، با اندازه یا ریخت پدید آمده، در ساختمان سازی.
راسته [تِ]
- گذر سرپوشیده در بازار که در دو سوی آن دکانها جای دارند.
- کوی
- آجر از درازا
رودزن [زَ]
- بند آبه (سد) ای که در برابر رود بسته میشود.
ریخت
تازی: شکل، صورت.
- آنچه از کالبد هر چیزی به دیده میآید.
- نمای بیرونی هر چیز
زاغه [غِ]
- پناهگاه کنده شده در دل تپه و دیواره گودها.
- سرپناه ساخته شده از بازیافت ساختمایه ها و چیزهای دور ریخته شده که پیرامون شهرها پدید می آید.
زغاله خاک [زُ.لِ]
- آمیخته خاک رس و خاک زغال که در دشت گیلان در ساختمان سازی بکار می رود.
زغره [زَ.غَ.رِ]
- نوار آذینی که گرد درگاه یا زیر آسمانه میگردد.
زمین آرایی [زَ]
انگلیسی: Landscape
- ساماندهی و آراستن و پیراستن زمین و زیستگاه و بویژه پیرامون جایی که ساختمان سازی شده است.
- زمین آرایی امروزه یکی از رشته های دانشی وابسته به مهرازی شمرده میشود و در آن روشها و دیدگاههای گوناگون درین باره بررسی می شود. در ایران زمین آرایی در مهرازی نهادین (سنتی) بیشتر در باغ سازی نمود یافته است.
زه [زِ]
تازی : وتر
- کشه (خط) ای که پرهون (دایره) را به دو تکه نابرابر بخش کند.
زیرآب
- آبراه باریکی برای بیرون راندن آب استخر در کف آن.
زیرگاه
تازی : کرسی
- سکویی که پی و پایه ساختمان بروی آن ساخته میشود.
ژاژ
- گونهای خار که در برخی سرزمینهای کویری بجای کاه در گل میآمیختند و همانند کاهگل بکار می بردند.
داربام
- تیر بزرگ در آسمانه چوبی.
داک (واژه شوشتری)
- کلاف چوبی نگهدارنده دیوار یا در.
دالان
- راهروی سرپوشیده میان درایگاه (ورودی) ساختمان و میانسرا (حیاط) آن.
- کوچه سرپوشیده همچون سابات که بر بالای آن اتاغ ساخته باشند.
- شاخهای جدا شده از راسته بازار که خود راستهای است سرپوشیده که به یک سرا یا تیم میرسد.
دربند [دَ.بَ]
کوچه بنبستی دارای در یا دروازه.
کوچه پهن و کوتاه.
درپنجره [دَ.پَ.جَ.رِ]
- دری که پنجره هم باشد.
- دری دارای پنجره شبکهدار
درسار [رِ]
دیواری که پیش در خانه یا دژ سازند تا درون خانه پیدا نباشد.
دروانه [دَ.نِ]
- روزنی بر بام خانه که با نردبان میتوان از آن رفت و آمد کرد.
دریابار [دَ]
- شهری که در کنار دریا باشد.
دمگیری [دَ]
- گچکاری نبش دیوارها و پدید آوردن چفت در آنها برای زیبایی.
دوال [دَ]
- پیشامدگی و نوار ترازی (افقی) در سراسر نمای ساختمان.
داربام
- تیر بزرگ در آسمانه (سقف) چوبی.
دودری [دَ]
- اتاغی که دو درگاه رو به میانسرا (حیاط) دارد.
دو راهه [هِ]
- شیاری درون کاب (قاب) پنجره از چوب یا... که میتوان شیشه در آن انداخت.
دورنما [نَ]
اروپایی: پرسپکتیو
تازی: مناظر و مرایا
- شاخهای از دانش هندازه (هندسه) که در آن با بکارگیری روشهایی ویژه، هر سه راستای یک گُنج (حجم) یا اندام (فضا) یا چشمانداز (منظر) را در رویه (صفحه) که تنها دو راستا دارد نشان میدهند.
دوسیدن [دَ]
- گچاندود کردن
دیرک [رَ]
- تیر میان چادر که آن را افراشته نگه میدارد.
تازی: عمود.
کَشِهای (خطی) که از میان چَفد بگونه ایستاده (عَمودی) میگذرد تا به افراز (نوک چَفد) میرسد.
دیو پایه [یِ]
- ستون ستبر
رواداری [رَ]
انگلیسی: Tolerance
تازی: انحراف مجاز
- بیشترین کژی پذیرفتنی (حداکثر انحراف مجاز) میان اندازه یا ریخت (شکل) شالوده ریزی شده، با اندازه یا ریخت پدید آمده، در ساختمان سازی.
راسته [تِ]
- گذر سرپوشیده در بازار که در دو سوی آن دکانها جای دارند.
- کوی
- آجر از درازا
رودزن [زَ]
- بند آبه (سد) ای که در برابر رود بسته میشود.
ریخت
تازی: شکل، صورت.
- آنچه از کالبد هر چیزی به دیده میآید.
- نمای بیرونی هر چیز
زاغه [غِ]
- پناهگاه کنده شده در دل تپه و دیواره گودها.
- سرپناه ساخته شده از بازیافت ساختمایه ها و چیزهای دور ریخته شده که پیرامون شهرها پدید می آید.
زغاله خاک [زُ.لِ]
- آمیخته خاک رس و خاک زغال که در دشت گیلان در ساختمان سازی بکار می رود.
زغره [زَ.غَ.رِ]
- نوار آذینی که گرد درگاه یا زیر آسمانه میگردد.
زمین آرایی [زَ]
انگلیسی: Landscape
- ساماندهی و آراستن و پیراستن زمین و زیستگاه و بویژه پیرامون جایی که ساختمان سازی شده است.
- زمین آرایی امروزه یکی از رشته های دانشی وابسته به مهرازی شمرده میشود و در آن روشها و دیدگاههای گوناگون درین باره بررسی می شود. در ایران زمین آرایی در مهرازی نهادین (سنتی) بیشتر در باغ سازی نمود یافته است.
زه [زِ]
تازی : وتر
- کشه (خط) ای که پرهون (دایره) را به دو تکه نابرابر بخش کند.
زیرآب
- آبراه باریکی برای بیرون راندن آب استخر در کف آن.
زیرگاه
تازی : کرسی
- سکویی که پی و پایه ساختمان بروی آن ساخته میشود.
ژاژ
- گونهای خار که در برخی سرزمینهای کویری بجای کاه در گل میآمیختند و همانند کاهگل بکار می بردند.
داربام
- تیر بزرگ در آسمانه چوبی.
داک (واژه شوشتری)
- کلاف چوبی نگهدارنده دیوار یا در.
دالان
- راهروی سرپوشیده میان درایگاه (ورودی) ساختمان و میانسرا (حیاط) آن.
- کوچه سرپوشیده همچون سابات که بر بالای آن اتاغ ساخته باشند.
- شاخهای جدا شده از راسته بازار که خود راستهای است سرپوشیده که به یک سرا یا تیم میرسد.
دربند [دَ.بَ]
کوچه بنبستی دارای در یا دروازه.
کوچه پهن و کوتاه.
درپنجره [دَ.پَ.جَ.رِ]
- دری که پنجره هم باشد.
- دری دارای پنجره شبکهدار
درسار [رِ]
دیواری که پیش در خانه یا دژ سازند تا درون خانه پیدا نباشد.
دروانه [دَ.نِ]
- روزنی بر بام خانه که با نردبان میتوان از آن رفت و آمد کرد.
دریابار [دَ]
- شهری که در کنار دریا باشد.
دمگیری [دَ]
- گچکاری نبش دیوارها و پدید آوردن چفت در آنها برای زیبایی.
دوال [دَ]
- پیشامدگی و نوار ترازی (افقی) در سراسر نمای ساختمان.
داربام
- تیر بزرگ در آسمانه (سقف) چوبی.
دودری [دَ]
- اتاغی که دو درگاه رو به میانسرا (حیاط) دارد.
دو راهه [هِ]
- شیاری درون کاب (قاب) پنجره از چوب یا... که میتوان شیشه در آن انداخت.
دورنما [نَ]
اروپایی: پرسپکتیو
تازی: مناظر و مرایا
- شاخهای از دانش هندازه (هندسه) که در آن با بکارگیری روشهایی ویژه، هر سه راستای یک گُنج (حجم) یا اندام (فضا) یا چشمانداز (منظر) را در رویه (صفحه) که تنها دو راستا دارد نشان میدهند.
دوسیدن [دَ]
- گچاندود کردن
دیرک [رَ]
- تیر میان چادر که آن را افراشته نگه میدارد.
تازی: عمود.
کَشِهای (خطی) که از میان چَفد بگونه ایستاده (عَمودی) میگذرد تا به افراز (نوک چَفد) میرسد.
دیو پایه [یِ]
- ستون ستبر
رواداری [رَ]
انگلیسی: Tolerance
تازی: انحراف مجاز
- بیشترین کژی پذیرفتنی (حداکثر انحراف مجاز) میان اندازه یا ریخت (شکل) شالوده ریزی شده، با اندازه یا ریخت پدید آمده، در ساختمان سازی.
راسته [تِ]
- گذر سرپوشیده در بازار که در دو سوی آن دکانها جای دارند.
- کوی
- آجر از درازا
رودزن [زَ]
- بند آبه (سد) ای که در برابر رود بسته میشود.
ریخت
تازی: شکل، صورت.
- آنچه از کالبد هر چیزی به دیده میآید.
- نمای بیرونی هر چیز
زاغه [غِ]
- پناهگاه کنده شده در دل تپه و دیواره گودها.
- سرپناه ساخته شده از بازیافت ساختمایه ها و چیزهای دور ریخته شده که پیرامون شهرها پدید می آید.
زغاله خاک [زُ.لِ]
- آمیخته خاک رس و خاک زغال که در دشت گیلان در ساختمان سازی بکار می رود.
زغره [زَ.غَ.رِ]
- نوار آذینی که گرد درگاه یا زیر آسمانه میگردد.
زمین آرایی [زَ]
انگلیسی: Landscape
- ساماندهی و آراستن و پیراستن زمین و زیستگاه و بویژه پیرامون جایی که ساختمان سازی شده است.
- زمین آرایی امروزه یکی از رشته های دانشی وابسته به مهرازی شمرده میشود و در آن روشها و دیدگاههای گوناگون درین باره بررسی می شود. در ایران زمین آرایی در مهرازی نهادین (سنتی) بیشتر در باغ سازی نمود یافته است.
زه [زِ]
تازی : وتر
- کشه (خط) ای که پرهون (دایره) را به دو تکه نابرابر بخش کند.
زیرآب
- آبراه باریکی برای بیرون راندن آب استخر در کف آن.
زیرگاه
تازی : کرسی
- سکویی که پی و پایه ساختمان بروی آن ساخته میشود.
ژاژ
- گونهای خار که در برخی سرزمینهای کویری بجای کاه در گل میآمیختند و همانند کاهگل بکار می بردند.