جدال [جَ]
- زمین سخت، دِج.
- سفال سخت شده.
جر [جَ]
- خندک (خندق) کمپهنا که گرد باغ و کشتزار میکنند تا جانوران بدان در نیایند.
جشان [جَ]
- چوبی که بدان زمین و همانند آن را پیمایش (مساحت) میکنند.
جگن [جَ.گَ]
- گیاهی است در سرزمینهای نمناک و زمینهای مردابی میروید. از جگن همچون ساختمایه در پوشش بام، مانند گیاه گالی و ساقه برنج در گیلان بهره میگیرند.
جوبه [بَ]
- میدانی در شهر که در آن بازار همگانی برپا میشود، کاروانسرای کوچک.
چپر [چَ.پَ]
- دیواری که از چوب و شاخ و رویه درخت سازند.
- خانهای که از شاخه و رویه درخت سازند.
- خانه بوربایی در سیستان.
چپی [چَ]
- وابند
- بست نگهدارنده کلافها در گوشههای کلافبندیشده ساختمان.
چپیرهسازی [چَ.رِ]
ساختن و بهم آوردن گوشههای یک گنبدخانه برای دگرگون کردن آن به یک پرهون، تا تنه گنبد روی آن ساخته شود.
چپیره ساختن در دو بخش انجام میشود:
الف ـ گوشهسازی: بهم آوردن واگشت از چهار گوشه به هشت گوشه، که خود به دو گونه اسکنج و ترمبه انجام میشود.
ب ـ شکنج: بههم آوردن گوشهها و دگرگون کردن آنها از هشت گوشه به پرهون.
چربه [چَ]
- کاغذ چرب و نازک که نگارگران بر روی نگاره گذارند و با خامهمو (قلممو) از روی آن بکشند و نگاره برداری کنند.
برای برداشت نگارههای آذینی در ساختمان.
چربهبرداری [چَ.بِ.بَ]
- برداشت نگارههای آذینی با چربه
چرخ خورشید
- نگارهای که در مهرازی ایران از آن فراوان بهره برده شده است. گردونه مهر.
چرد [چَ]
- آستان در خانه
چلنگر [چِ.لِ.گَ]
- آنکه ابزار آهنی خرد، مانند کلیدان (قفل)، کلید، زنجیر… و ریختهای آذینی برای نرده و در و پنجره در ساختمان سازد.
چوپوش
- چپری که دیوارهایش با گل و دا ساخته شده و در آن چوب و پوشال به کار رفته است.
چهار باهو
- چهار پیلی
- باهو از ریشه اوستایی: بازو.
چهک [چَ.هَ]
- چاه در میانسرا (حیاط) برای گردآوری آبِ باران و پساب شستشو.
چهل پله [چِ]
- آبانباری که پلههای بسیار داشته باشد.
- بسیار گود، هرچند که چهل پله نداشته باشد.
چهار آخشیج [چَ(چِ)]
- چهار استاد، چهار اژدها، چهار جوهر
- خاک، باد، آب، آتش.
- رازیگران در گذشته نگرشی ویژه به این چهار آخشیج در ساختمان سازی داشته و آنها را بنیاد کار خود می دانستند.
حیاط خلوت[حَ.طِ.خَ.وَ]
- میانسرای کوچک در پشت ساختمان که به اتاغهای پیرامون خوئ روشنایی میرساند.
پیشنهاد: میانسرای پشتی.
خارخار
- دیوار بلند
- باروی دژ
خارخانه (واژه بلوچی)
- خَسخانه، خیسخانه، خیشخانه.
- خانههایی که در بیابانهای گرمسیری و سرزمینهای کناره خلیج فارس با خار و خاشاک ساخته میشود.
- دیوارهای در برابر باد آنرا نمناک و خیس میکنند تا با وزش باد از لابهلای شاخهها درون آن خنک شود.
خازه [زِ(زَ)]
- گِلی که برای اندود کردن بهکار میرود.
خاگی
نازی: بیضی
- یکی از ریختهای هندازی (هندسی)
- کَشِه (خط) خمیده بستهای دارای این ویژگی که افزونه (جمع) دوری (فاصله)های همه فَند (نقطه)های روی آن از دو کانون روی ستبرای (قطر) بزرگتر آن، با هم برابر است.
- گونهای چفد بدون تیزه
- خاگ به چم تخم مرغ است.
خاموت (واژه برگرفته از روسی)
- تَنگ
خانیچه [چِ]
- آبگیر کوچک
خداخانه
- مسجد
خراس [خَ]
- آسیای بزرگی که آنرا با چهارپا میگردانند.
خرزین [خَ]
- تختگاهی در گوشه ایوان و مهتابی از سنگ یا خشت یا چوب برای نشستن و آسودن.
جدال [جَ]
- زمین سخت، دِج.
- سفال سخت شده.
جر [جَ]
- خندک (خندق) کمپهنا که گرد باغ و کشتزار میکنند تا جانوران بدان در نیایند.
جشان [جَ]
- چوبی که بدان زمین و همانند آن را پیمایش (مساحت) میکنند.
جگن [جَ.گَ]
- گیاهی است در سرزمینهای نمناک و زمینهای مردابی میروید. از جگن همچون ساختمایه در پوشش بام، مانند گیاه گالی و ساقه برنج در گیلان بهره میگیرند.
جوبه [بَ]
- میدانی در شهر که در آن بازار همگانی برپا میشود، کاروانسرای کوچک.
چپر [چَ.پَ]
- دیواری که از چوب و شاخ و رویه درخت سازند.
- خانهای که از شاخه و رویه درخت سازند.
- خانه بوربایی در سیستان.
چپی [چَ]
- وابند
- بست نگهدارنده کلافها در گوشههای کلافبندیشده ساختمان.
چپیرهسازی [چَ.رِ]
ساختن و بهم آوردن گوشههای یک گنبدخانه برای دگرگون کردن آن به یک پرهون، تا تنه گنبد روی آن ساخته شود.
چپیره ساختن در دو بخش انجام میشود:
الف ـ گوشهسازی: بهم آوردن واگشت از چهار گوشه به هشت گوشه، که خود به دو گونه اسکنج و ترمبه انجام میشود.
ب ـ شکنج: بههم آوردن گوشهها و دگرگون کردن آنها از هشت گوشه به پرهون.
چربه [چَ]
- کاغذ چرب و نازک که نگارگران بر روی نگاره گذارند و با خامهمو (قلممو) از روی آن بکشند و نگاره برداری کنند.
برای برداشت نگارههای آذینی در ساختمان.
چربهبرداری [چَ.بِ.بَ]
- برداشت نگارههای آذینی با چربه
چرخ خورشید
- نگارهای که در مهرازی ایران از آن فراوان بهره برده شده است. گردونه مهر.
چرد [چَ]
- آستان در خانه
چلنگر [چِ.لِ.گَ]
- آنکه ابزار آهنی خرد، مانند کلیدان (قفل)، کلید، زنجیر… و ریختهای آذینی برای نرده و در و پنجره در ساختمان سازد.
چوپوش
- چپری که دیوارهایش با گل و دا ساخته شده و در آن چوب و پوشال به کار رفته است.
چهار باهو
- چهار پیلی
- باهو از ریشه اوستایی: بازو.
چهک [چَ.هَ]
- چاه در میانسرا (حیاط) برای گردآوری آبِ باران و پساب شستشو.
چهل پله [چِ]
- آبانباری که پلههای بسیار داشته باشد.
- بسیار گود، هرچند که چهل پله نداشته باشد.
چهار آخشیج [چَ(چِ)]
- چهار استاد، چهار اژدها، چهار جوهر
- خاک، باد، آب، آتش.
- رازیگران در گذشته نگرشی ویژه به این چهار آخشیج در ساختمان سازی داشته و آنها را بنیاد کار خود می دانستند.
حیاط خلوت[حَ.طِ.خَ.وَ]
- میانسرای کوچک در پشت ساختمان که به اتاغهای پیرامون خوئ روشنایی میرساند.
پیشنهاد: میانسرای پشتی.
خارخار
- دیوار بلند
- باروی دژ
خارخانه (واژه بلوچی)
- خَسخانه، خیسخانه، خیشخانه.
- خانههایی که در بیابانهای گرمسیری و سرزمینهای کناره خلیج فارس با خار و خاشاک ساخته میشود.
- دیوارهای در برابر باد آنرا نمناک و خیس میکنند تا با وزش باد از لابهلای شاخهها درون آن خنک شود.
خازه [زِ(زَ)]
- گِلی که برای اندود کردن بهکار میرود.
خاگی
نازی: بیضی
- یکی از ریختهای هندازی (هندسی)
- کَشِه (خط) خمیده بستهای دارای این ویژگی که افزونه (جمع) دوری (فاصله)های همه فَند (نقطه)های روی آن از دو کانون روی ستبرای (قطر) بزرگتر آن، با هم برابر است.
- گونهای چفد بدون تیزه
- خاگ به چم تخم مرغ است.
خاموت (واژه برگرفته از روسی)
- تَنگ
خانیچه [چِ]
- آبگیر کوچک
خداخانه
- مسجد
خراس [خَ]
- آسیای بزرگی که آنرا با چهارپا میگردانند.
خرزین [خَ]
- تختگاهی در گوشه ایوان و مهتابی از سنگ یا خشت یا چوب برای نشستن و آسودن.
جدال [جَ]
- زمین سخت، دِج.
- سفال سخت شده.
جر [جَ]
- خندک (خندق) کمپهنا که گرد باغ و کشتزار میکنند تا جانوران بدان در نیایند.
جشان [جَ]
- چوبی که بدان زمین و همانند آن را پیمایش (مساحت) میکنند.
جگن [جَ.گَ]
- گیاهی است در سرزمینهای نمناک و زمینهای مردابی میروید. از جگن همچون ساختمایه در پوشش بام، مانند گیاه گالی و ساقه برنج در گیلان بهره میگیرند.
جوبه [بَ]
- میدانی در شهر که در آن بازار همگانی برپا میشود، کاروانسرای کوچک.
چپر [چَ.پَ]
- دیواری که از چوب و شاخ و رویه درخت سازند.
- خانهای که از شاخه و رویه درخت سازند.
- خانه بوربایی در سیستان.
چپی [چَ]
- وابند
- بست نگهدارنده کلافها در گوشههای کلافبندیشده ساختمان.
چپیرهسازی [چَ.رِ]
ساختن و بهم آوردن گوشههای یک گنبدخانه برای دگرگون کردن آن به یک پرهون، تا تنه گنبد روی آن ساخته شود.
چپیره ساختن در دو بخش انجام میشود:
الف ـ گوشهسازی: بهم آوردن واگشت از چهار گوشه به هشت گوشه، که خود به دو گونه اسکنج و ترمبه انجام میشود.
ب ـ شکنج: بههم آوردن گوشهها و دگرگون کردن آنها از هشت گوشه به پرهون.
چربه [چَ]
- کاغذ چرب و نازک که نگارگران بر روی نگاره گذارند و با خامهمو (قلممو) از روی آن بکشند و نگاره برداری کنند.
برای برداشت نگارههای آذینی در ساختمان.
چربهبرداری [چَ.بِ.بَ]
- برداشت نگارههای آذینی با چربه
چرخ خورشید
- نگارهای که در مهرازی ایران از آن فراوان بهره برده شده است. گردونه مهر.
چرد [چَ]
- آستان در خانه
چلنگر [چِ.لِ.گَ]
- آنکه ابزار آهنی خرد، مانند کلیدان (قفل)، کلید، زنجیر… و ریختهای آذینی برای نرده و در و پنجره در ساختمان سازد.
چوپوش
- چپری که دیوارهایش با گل و دا ساخته شده و در آن چوب و پوشال به کار رفته است.
چهار باهو
- چهار پیلی
- باهو از ریشه اوستایی: بازو.
چهک [چَ.هَ]
- چاه در میانسرا (حیاط) برای گردآوری آبِ باران و پساب شستشو.
چهل پله [چِ]
- آبانباری که پلههای بسیار داشته باشد.
- بسیار گود، هرچند که چهل پله نداشته باشد.
چهار آخشیج [چَ(چِ)]
- چهار استاد، چهار اژدها، چهار جوهر
- خاک، باد، آب، آتش.
- رازیگران در گذشته نگرشی ویژه به این چهار آخشیج در ساختمان سازی داشته و آنها را بنیاد کار خود می دانستند.
حیاط خلوت[حَ.طِ.خَ.وَ]
- میانسرای کوچک در پشت ساختمان که به اتاغهای پیرامون خوئ روشنایی میرساند.
پیشنهاد: میانسرای پشتی.
خارخار
- دیوار بلند
- باروی دژ
خارخانه (واژه بلوچی)
- خَسخانه، خیسخانه، خیشخانه.
- خانههایی که در بیابانهای گرمسیری و سرزمینهای کناره خلیج فارس با خار و خاشاک ساخته میشود.
- دیوارهای در برابر باد آنرا نمناک و خیس میکنند تا با وزش باد از لابهلای شاخهها درون آن خنک شود.
خازه [زِ(زَ)]
- گِلی که برای اندود کردن بهکار میرود.
خاگی
نازی: بیضی
- یکی از ریختهای هندازی (هندسی)
- کَشِه (خط) خمیده بستهای دارای این ویژگی که افزونه (جمع) دوری (فاصله)های همه فَند (نقطه)های روی آن از دو کانون روی ستبرای (قطر) بزرگتر آن، با هم برابر است.
- گونهای چفد بدون تیزه
- خاگ به چم تخم مرغ است.
خاموت (واژه برگرفته از روسی)
- تَنگ
خانیچه [چِ]
- آبگیر کوچک
خداخانه
- مسجد
خراس [خَ]
- آسیای بزرگی که آنرا با چهارپا میگردانند.
خرزین [خَ]
- تختگاهی در گوشه ایوان و مهتابی از سنگ یا خشت یا چوب برای نشستن و آسودن.