فرهنگ مهرازی ( س/ش)

فرهنگ مهرازی ( س/ش)

سابات

تازی شده: ساباط

- ساختمان‌هایی که برای آسودن در شهرها یا میان‌راه‌ها ساخته میشده است.

- سایبان، سایه‌گاه، سرسایه.

- بخش سرپوشیده در کوچه‌های کهن که به درایگاه چند خانه راه دارد و جایگاه گردهمایی همسایگان و بازی بچه‌ها است، بالاخانه سابات، به یکی از خانه‌های همسایه راه دارد.

- به دالان یا راهرو سرپوشیده نیز می‌گویند.

 

ساداک

- کوره

 

سازواری

تازی: تناسب

- سازگاری، هماهنگی

 

سازواری زرین ایرانی [یِ.رَ.نِ]

- در مهرازی ایران از سازواری زرین ایرانی بسیار بهره‌گیری شده است که اندازه آن برابر 73/1 می‌باشد.

این اندازه در چهارگوشه راست‌مستطیل درون یک شش‌پهلوی بسامان (منتظم) دیده می‌شود.

نمونه آن در اندازه درازا و پهنای تالار بزرگ کاخ انوشیروان در پشت ایوان آن در تیسفون است.

سایت (site)

- پیشنهاد: ساختگاه

 

سبات [سَ]

- سایبانی از پارچه کلفت که بر سر دکان‌های کنار خیابان آویزان می‌کنند.

 

سبزه میدان [سَ.زِ.مِ]

- میدانی در کانون شهرها که جایگاه داد و ستد میوه و سبزی هستند و گاه راسته بازارها از آن آغاز می‌شوند.

 

سپنج [سِ.پَ]

- خانه‌ای که کشاورزان و دشت‌بانان سر پالیز از چوب و شاخه‌ها می‌سازند. خانه دشت‌بانان.

- خانه وام گرفته شده. خانه گذرا.

 

ستاوند [سُ(سَ).وَ]

- ستافند، ستون‌آوند.

- ایوانی که از یک سو باز است و دارای چند ستون است. یا چهل ستونی که تنها در یک سو دیوار دارد.

نمونه پرشکوه آن در آپادانای تخت جمشید دیده می‌شود.

- ایوانی در اشکوب دوم ساختمان که دارای چند ستون است. بالکانه.

- گذرگاه ستوندار. تازی: رواق.

 

 

 

ستاویز [سِ(سَ)]

- پیشامدگی گرداگرد بام.

- پیشامدگی از نمای ساختمان بدون پایه.

 

ستیغ [سِ]

- نوک چفد یا تاغ. تیزه

 

سر سایه [سَ.یِ]

تازی: مسقف

- آسمانه‌دار

- تابش‌بند و سایبان ترازی در بالای در و پنجره یا گرداگرد ساختمان.

 

سرنج [سُ.رِ]

- ماده‌ای گَرد مانند و سرخ‌فام که آمیخته‌ای از سرب و اکسیژن است که برای جلوگیری از زنگ زدن استخوان‌بندی فلزی به آن می‌مالند.

 

سروه [سَ.وِ]

- پیشنهاد شده برای مخروط.

- گُنج هَندازی (حجم هندسی) که پایه (قاعده) آن، یک پرهون (دایره) و یا خاگی (بیضی) یا همانند آن باشد و رویه (سطح) تنه آن با خمیدگی به تیزه‌ای بنام سر (راس) بسته شود.

 

سغانه [سَ.نِ]

- زیرزمین. سردابه

 

سفت [سُ]

- چنبره (حلقه) فلزی که در بالا و پایین چهارچوب در کوبیده شده و از زبانه چِفت بیرون می‌آید.

 

سنبوسه [سَ.سَ(سِ)]

پیشنهاد برای هرم.

گُنج هندازی (حجم هندسی): که پایه (قاعده) آن چند پهلو (چند ضلعی) باشد و تنه آن سه پهلوهایی که همه به یک تیزه (راس) بسته شود.

 

سه پهلو [ سِ.پَ ] 

تازی : مثلث.

سه گوشه. سه‌سو. سه بَر.

- رویه ای ( سطحی ) که کرانمند ( محدود ) به سه کَشِه ( خط ) و سه گوشه است.

 

سیاه چادر [دُ]

- چادر هایی سیاه که بیابان نشین‌ها در کوهپایه و دشت و بیابان برای زندگی برپا می کنند.

 

شانه [نِ.(نَ)]

- بخشی از تاغ یا گنبد از شکرگاه تا ایوارگاه از گوشه (زاویه) 5/22 زینه (درجه) تا گوشه 5/67 زینه آن .

شباک [شِ]

- نرده یا پنجره چوبی یا آهنی شبکه دار .

 

شره [شُ.رِ]

- ناودانی که از پیشانی ساختمان، پیش تر آمده و آب را از بالا به پایین می‌ریزد.

 

شش پهلو [شِ.پَ]

- پیشنهاد برای شش ضلعی 

- ریخت هندازی ( شکل هندسی ) بسته با شش پهلو.

 

شش رویه [شِ.یِ]

پیشنهاد برای مکعب .

- گنجی ( حجمی ) که دارای شش رویه (سطح) چهار پهلو (مربع) برابر هم باشد.

 

شکرگاه [شِ.کَ]

- بخشی از چفد تاغ یا گنبد، رو به روی گوشه 5/22 زینه (درجه) آن از تراز دهانه. مهرازان کهن ایران بر این باور بودند که چفد نیم‌پرهون (نیم دایره) در زیر فشار بار از بخش شکرگاه، رو به بیرون می‌شکند و تاب نمی‌آورد. بر این پایه، چَفدهای ایرانی درین بخش به پایداری بیشتری رسیدند بدین گونه که این بخش از چَفد را با پرتویی (شعاعی) بسیار کوچکتر از نیم دهانه می‌زدند. میانگاه (مرکز) کمان چفد از پاکار تا شکرگاه نزدیک به پاکار گرفته میشد و چفد به درون خود رانده می‌شد.

 

 

شکیل [شِ] (واژه گیلانی)

- گردایه‌ای از چند تیر چوبی که گونه‌ای از زیرگاه‌سازی (کرسی چینی) برای ساختمان چوبی را پدید می‌آورد و ساختمان را برای دور ساختن از نم و تندابه (سیل) کمی بالا از زمین نگه می‌دارد.

 

شناشیل [شَ]

- ایوان آشکوب ( طبقه ) دوم خانه که رو به بیرون و کوچه باز می‌شود. شناشیل گاه همانند مهتابی، (بدون آسمانه) نیز ساخته می‌شود. پیرامون آنرا نرده های شبکه دار می سازند تا باد به آسانی به درون اتاغ بوزد.

 

شوادان [شَ.(شِ)]

- زیرزمین ژرف در خانه‌های کهن دزفول و شوشتر که بسیار خنک است و در هنگام گرما در روز از آن بهره‌گیری می‌شود.

- در ژرفای پایین‌تر از کف میانسرا (نزدیک به یک و نیم متر) اتاغ‌هایی هستند به نام شبستان، زیر شبستان در ژرفای پایین‌تر شوادان ساخته می‌شود. در تابستان از شوادان برای نشیمن استفاده می‌شود.

- شوادان گاه دارای دو بخش جدای بیرونی و اندرونی است.

 

شوسه [سِ.(سَ)]

- گنج هندازی (حجم هندسی) چند رویه که از دو پایه (قاعده) همسو (موازی) در سروته آن و چند همسو پهلو (متوازی‌الاضلاع) گرداگرد تنه آن بدست می‌آید. تیزی برخورد دو همسو پهلو با هم را یال می‌نامند.

تازی: منشور

 

شه‌در [شَ.دَ]

- اتاق بزرگ در جای بلند دژ

شیبه [بِ]

انگلیسی: Ramp

- شیب راهه، سرازیری

- گذرگاه شیب‌دار برای رسیدن از یک آشکوب به آشکوب (طبقه) دیگر.

 

شیرسر [سَ]

- پیش‌آمدگی در پیشانی ساختمان در رُخبام، تا نما را از آب باران نگه دارد.