تابدان
- روزن. پنجره
- روزنهای رو به بیرون در یک دیوار کلفت و پَهن نزدیک آسمانه، گاه سوی بیرون آن را پنجره میگذارند و سوی درون را با نگاره آذین میکنند و جامها و شیشههای رنگی در آن میگذرانند و گاه هر دو سو پنجره میگذارنند و شیشه میاندازند.
- کوره آهنگری
- گرمخانه
تابش بند [بِ.بَ]
- آفتاب شکن
- دیوارهای تیغهای نازک از گچ و نی میان یک رده از درگاه و پنجره بهگونه ایستاده و ترازی (افقی) که روی آنها سایه میاندازد. سهدریها و پنجدریها در خانههای کهن دارای آن هستند.
تابوک
- بالاخانه کوچک
تاپو
- کوزه بزرگ انبار گندم که از بالا پُر میشود.
تارمی [رَ(رُ)]
- نرده چوبی یا آهنی یا ... گرداگرد ایوان یا باغ.
- چوببستی برای نگهداری درخت انگور.
- خانه چوبین.
تبره [تَ.بَ.رِ]
- کلفتی و پهنای برش تاغ و گنبد که در همه جای آن یکسان نیست. در پاکار، کلفت و در تیزه نازک میشود.
تبلاد [تَ]
- کلاف چوبی در دیوار، چوبی که برای افزایش ایستادگی و پایداری در دیوار کار گذارده میشود.
تتغ.[تُ.تُ]
- چادر، خرگاه (آلا چوب بزرگ)، چادر بزرگ
تجیر [تَ]
- دیوار جابجاشونده ساخته شده از چوب و پارچه که با آن درون ساختمان و یا میانسرا (حیاط) را بخشبندی میکنند.
- پردهای که در اتاغها برابر تختخواب نهند تا روشنایی را کم کند.
- بوریای بافته شده از نی که گرداگرد زمینی کشیده شود.
تخمکم [ت.ک.م]
خانه و اتاق تابستاننشین.
تخته لت [تَ.تِ.لَ]
- گونهای پوشش بام از تخته، در کنار دریا.
تخگم[تَ.گَ]
- خانه و اتاغ تابستان نشین.
تنسته ای [تَ.نَ.تِ]
پارسی+تازی+پارسی: تار عنکبوتی.
- به شهرهایی میگفتند که دارای یک کانون (دربرگیرنده یک ساختمان همگانی همچون آتشکده) بود و ساختمانهای دیگر گرداگرد آن ساخته میشد، بدین گونه کالبد شهر دارای یک کانون و پَرهونهایی در پیرامون آن میشد.
تکاییل [تَ] . (واژه گیلانی)
- نرده چوبی گرداگرد ایوان
تمژه [تَ.ژِ.(ژَ)]
- بام هموار و تخت.
توفال
- تختههای باریک و نازک که به زیرتیرچههای آسمانه اتاغ کوبیده میشود و روی آن با گچ اندود میشود.
تابدان
- روزن. پنجره
- روزنهای رو به بیرون در یک دیوار کلفت و پَهن نزدیک آسمانه، گاه سوی بیرون آن را پنجره میگذارند و سوی درون را با نگاره آذین میکنند و جامها و شیشههای رنگی در آن میگذرانند و گاه هر دو سو پنجره میگذارنند و شیشه میاندازند.
- کوره آهنگری
- گرمخانه
تابش بند [بِ.بَ]
- آفتاب شکن
- دیوارهای تیغهای نازک از گچ و نی میان یک رده از درگاه و پنجره بهگونه ایستاده و ترازی (افقی) که روی آنها سایه میاندازد. سهدریها و پنجدریها در خانههای کهن دارای آن هستند.
تابوک
- بالاخانه کوچک
تاپو
- کوزه بزرگ انبار گندم که از بالا پُر میشود.
تارمی [رَ(رُ)]
- نرده چوبی یا آهنی یا ... گرداگرد ایوان یا باغ.
- چوببستی برای نگهداری درخت انگور.
- خانه چوبین.
تبره [تَ.بَ.رِ]
- کلفتی و پهنای برش تاغ و گنبد که در همه جای آن یکسان نیست. در پاکار، کلفت و در تیزه نازک میشود.
تبلاد [تَ]
- کلاف چوبی در دیوار، چوبی که برای افزایش ایستادگی و پایداری در دیوار کار گذارده میشود.
تتغ.[تُ.تُ]
- چادر، خرگاه (آلا چوب بزرگ)، چادر بزرگ
تجیر [تَ]
- دیوار جابجاشونده ساخته شده از چوب و پارچه که با آن درون ساختمان و یا میانسرا (حیاط) را بخشبندی میکنند.
- پردهای که در اتاغها برابر تختخواب نهند تا روشنایی را کم کند.
- بوریای بافته شده از نی که گرداگرد زمینی کشیده شود.
تخمکم [ت.ک.م]
خانه و اتاق تابستاننشین.
تخته لت [تَ.تِ.لَ]
- گونهای پوشش بام از تخته، در کنار دریا.
تخگم[تَ.گَ]
- خانه و اتاغ تابستان نشین.
تنسته ای [تَ.نَ.تِ]
پارسی+تازی+پارسی: تار عنکبوتی.
- به شهرهایی میگفتند که دارای یک کانون (دربرگیرنده یک ساختمان همگانی همچون آتشکده) بود و ساختمانهای دیگر گرداگرد آن ساخته میشد، بدین گونه کالبد شهر دارای یک کانون و پَرهونهایی در پیرامون آن میشد.
تکاییل [تَ] . (واژه گیلانی)
- نرده چوبی گرداگرد ایوان
تمژه [تَ.ژِ.(ژَ)]
- بام هموار و تخت.
توفال
- تختههای باریک و نازک که به زیرتیرچههای آسمانه اتاغ کوبیده میشود و روی آن با گچ اندود میشود.
تابدان
- روزن. پنجره
- روزنهای رو به بیرون در یک دیوار کلفت و پَهن نزدیک آسمانه، گاه سوی بیرون آن را پنجره میگذارند و سوی درون را با نگاره آذین میکنند و جامها و شیشههای رنگی در آن میگذرانند و گاه هر دو سو پنجره میگذارنند و شیشه میاندازند.
- کوره آهنگری
- گرمخانه
تابش بند [بِ.بَ]
- آفتاب شکن
- دیوارهای تیغهای نازک از گچ و نی میان یک رده از درگاه و پنجره بهگونه ایستاده و ترازی (افقی) که روی آنها سایه میاندازد. سهدریها و پنجدریها در خانههای کهن دارای آن هستند.
تابوک
- بالاخانه کوچک
تاپو
- کوزه بزرگ انبار گندم که از بالا پُر میشود.
تارمی [رَ(رُ)]
- نرده چوبی یا آهنی یا ... گرداگرد ایوان یا باغ.
- چوببستی برای نگهداری درخت انگور.
- خانه چوبین.
تبره [تَ.بَ.رِ]
- کلفتی و پهنای برش تاغ و گنبد که در همه جای آن یکسان نیست. در پاکار، کلفت و در تیزه نازک میشود.
تبلاد [تَ]
- کلاف چوبی در دیوار، چوبی که برای افزایش ایستادگی و پایداری در دیوار کار گذارده میشود.
تتغ.[تُ.تُ]
- چادر، خرگاه (آلا چوب بزرگ)، چادر بزرگ
تجیر [تَ]
- دیوار جابجاشونده ساخته شده از چوب و پارچه که با آن درون ساختمان و یا میانسرا (حیاط) را بخشبندی میکنند.
- پردهای که در اتاغها برابر تختخواب نهند تا روشنایی را کم کند.
- بوریای بافته شده از نی که گرداگرد زمینی کشیده شود.
تخمکم [ت.ک.م]
خانه و اتاق تابستاننشین.
تخته لت [تَ.تِ.لَ]
- گونهای پوشش بام از تخته، در کنار دریا.
تخگم[تَ.گَ]
- خانه و اتاغ تابستان نشین.
تنسته ای [تَ.نَ.تِ]
پارسی+تازی+پارسی: تار عنکبوتی.
- به شهرهایی میگفتند که دارای یک کانون (دربرگیرنده یک ساختمان همگانی همچون آتشکده) بود و ساختمانهای دیگر گرداگرد آن ساخته میشد، بدین گونه کالبد شهر دارای یک کانون و پَرهونهایی در پیرامون آن میشد.
تکاییل [تَ] . (واژه گیلانی)
- نرده چوبی گرداگرد ایوان
تمژه [تَ.ژِ.(ژَ)]
- بام هموار و تخت.
توفال
- تختههای باریک و نازک که به زیرتیرچههای آسمانه اتاغ کوبیده میشود و روی آن با گچ اندود میشود.