فرهنگ مهرازی

فرهنگ مهرازی

کاب

 فرانسوی: کادر 

تازی شده: قاب

- پیرابند

 

کاخ

- تازی: قصر

- ساختمان بزرگ و شکوه‌مند

 

کاربات [رِ]

- ساختمانی همچون کاروانسرا با چندین

اتاغ و پایاب و ... از روزگار پیش از

اسلام. 

- نمونه آن در آبادی‌های کنار شاهراه

کهن فارس یافت می‌شود.

 

کارشیو

- گرته‌ها و تهرنگ‌هایی که درباره یک

کار مهرازی در روند تلاش برای رسیدن

به پاسخ درخور آماده و کشیده می‌شود.

پیشنهاد برای اتود (فرانسوی)

کاریز

تازی شده: قنات

- آبگذر زیرزمینی برای بهره‌گیری از آب انبار

شده در سفره‌های زیرزمینی.

کانسپت [سِ]

- پیشنهاد: بنداشت

 

کبال [کَ]

- ریسمانی با کلفتی یک بند انگشت که برای

بستن تیرهای آسمانه بکار می‌رفته است.

 

کپیش [کَ]

- میانسرا

 

کبوترخانه [کَ.تَ.نِ(نَ)]

- ساختمانی بیشتر گرد بسته که در دیوارهای درونی آن روزن‌هایی با آجر کاری درآورده شده تا کبوتران بتوانند در آنها لانه بکنند، از این ساختمان‌ها که بیشتر در زمین‌های کشاورزی پیرامون اِسپهان دیده می‌شود برای گردآوری سرگین کَبوتران که کود خاک می‌شود بهره می‌برند.

 

کته [کَ.تِ(تَ)]

- تاغچه مانندی در پستو یا زیر زمین برای نگهداری نیازمندی‌های خانه.

- انبار آرد در نانوایی.

- پستو.

 

کپیش [کَ]

- میانسرا

 

کنترات[کُ] (فرانسوی)

- پیمان

 

کرسی خانه [کُ.نِ(نَ)] 

- اتاغی رو به آفتاب زمستانی که در و پنجره به میانسرا ندارد و در آن کرسی گذارند این اتاغ گاه در بخش بالای برخی از تالارها جا می گیرد و گاه در کنار اتاغ زمستان نشین.

 

کرق [کُ]

- انبار گندم و جو در زیرزمین که با ترکه و نی ساخته شده و با شن پوشانده می‌شود.

 

کرار [کُ]

- چوب پای در خانه . چوب آستانه ‌.

 

کروکی (واژه فرانسوی)

- سردستی

 

 

کره [کُ.رِ]

 - گوی

 

کریدور (واژه اروپایی) 

- دالان

 

کشان [کَ]

 - چادری که با یک ستون برپا باشد. 

- چادر یک دیرکی.

 

کشته‌بری [کُ.تِ.بُ]

- گونه‌ای نگارگری (نقاشی) دیواری در گذشته. بدین‌گونه که نگاره را بر کاغذی می‌کشند و رنگ‌آمیزی می‌کنند. پس از آماده شدن، دیوار را با چند لایه نازک گچ‌رنگی (رنگ گیاهی) بر روی هم اندود می‌کنند. روی آنها با یک لایه گچ سفید اندود می‌شود. سپس نگاره را روی آن می‌کشند. رنگ‌های نگاره را با تراشیدن گچ سفید پدیدار می‌کنند، جایی که باید رنگ سبز باشد، لایه‌ها را می‌تراشند تا به لایه گچ سبز رسند. به همین گونه تمام رنگ‌ها را در نگاره درمی‌آورند و نگاره به گونه گود و برجسته در می‌آید.

 

کَشه [کَ.شِ]

- کشش خامه (قلم) بر روی یک رویه.

- دوری میان دو فَند (نقطه)

تازی: خط.

 

 

ک[کَ] ( واژه ماسوله‌ای)

- اتاغ

- خانه

- پیلَه کَه: اتاغ بزرگ.

- روکَه کَه: اتاغ کوچک.

- بریَه کَه: اتاغ یک پنجره ای.

 

کَلاوه [کَ]

- گونه‌ای خانه ساده روستایی، خانه‌ای دو آشکوبه که تنها از آشکوب دوم بهره گیری می‌شد، آنهم با نردبان، برای اینکه جانوران بدان راه نداشته باشند.

 

کلا [کَ.(کُ)]

- پسوندی برابر دِه.

- در جاهای نمناک که کندنِ زمین و زیستن در آن دشوار بود و نیز برای ایمن بودن از تازش دشمنان، بروی تپه‌ها جای زندگی می‌ساختند که “کل” نامیده می‌شد.

 

کلاه فرنگی [کُ.رَ]

- ساختمان کوچک و با شکوه در میانگاه باغ که از هر چهارسو به بیرون باز می‌شود.

 

کلاژ [کُ] ( واژه فرانسوی)

- کنار هم چیدن و چسباندن یا درهم کشیدن و برهم آمیختن در کار هنری یا بازنمای گرته‌های مهرازی.

 

کلوخ انداز[کُ.اَ]

- سنگ انداز 

- سوراخ‌های ریز کنگره‌های باروی دژ برای سنگ اندازی بر سر دشمن

 

کندز[کُ.دِ]

- کهن دژ

 

کنشت[کِ]

- پرستشگاه یهودیان

 

کنگره[کُ.گُ.رِ]

- دندانه های بالای دیوار و باروهای دژ.

- جان پناه دندانه دار.

 

کوتام (واژه گیلانی)

- کوتی.

- خانه تابستانی.

- خانه ساده پوشالی از چوب و گالی (گیاه مرداب) برای آسایش و شب‌پایی برنجزار. در برخی جاها به آن  نِپار و در مازندران  نِفار گویند.

گونه‌های کوتوم چنین هستند:

- باغ کوتوم

- صحرا کوتوم

- بیجار کوتوم

 

کوره‌پزخانه

- جایی که در آن خشت پزند و آجر کنند و با گچ و آهک پزند.

 

کهن دژ[کُ.دِ]

- دژی در میان شهر و جایگاه فرماندهی شهر که درمیان یک یا چند بارو جای داشته است.

 

کیز

- جایی که پا کار تاق می‌نشیند.

 

گالری [لُ] . (واژه فرانسوی)

- نگارستان . نگار خانه.

 

گالی(واژه مازندرانی)

- دسته های گیاهی به همین نام که درکنار مرداب‌ها می‌روید و بهم بسته شده و در پوشش بام بکار می‌رود.

 

گالی پوش(واژه مازندرانی)

- بام شیبدار که با گالی پوشیده شده است.

 

گام

- یکان اندازه گیری درازا به اندازه دوری دو پا هنگام راه رفتن. 

تازی: قدم.

گاوچاه

- در گذشته در برخی ساختمانها چون مسجدها، گرمابه ها و...جایگاهی بود که چاهی داشت و با بهره گیری از نیرویِ گاو از چاه آب می‌کشیدند و به آن  گاو چاه  می‌گفتند.

این جایگاه دارای یک سراشیبی برای بالا و پایین رفتن گاو بوده و دلو آب را بالا میکشیده است. نمونه ای از آن در بخش باختری مسجد آدینه اسپهان هنوز برجای مانده است.

 

گذر[گُ.ذَ]

- جایگاهی میان کوی‌ها که کانون رفت و آمد و داد و ستد مردم بود مانند سر چهارراه‌ها و بیشتر بنام یک توانگر باشنده آن کوی یا یک تن پهلوان و پذیرفته شده نزد مردم نام گذاری می‌شد. مانند گذر لوطی صالح تهران.

- سه راهی در کوچه‌ها

 

گراد [گِ] (واژه فرانسوی)

- یکان اندازه‌گیری کمانه (قوس) برابر 400/1 پیرامون پرهون.

 

گرافیک [گِ] (واژه اروپایی)

- نموداری

- نگاره ای

 

گردبینه[گِ]

- ستون چوبی گرد و ستبر که در پی سازی خانه های چوبی، در زمین فرو برده شده و خانه روی آن ساخته می‌شود.

 

گرتِه [گَ.تِ]

- کارشیو

- نگاره‌ای که نشان‌دهنده برش ترازی از ساختمان و زمین ساخته شده یا پنداری است و اندازه‌ها در آن بر پایه یک سنجه (مقیاس) کوچکتر شده است.

 

گریو [گِ]

- گردن گنبد. دیواره زیر پاکار گنبد. سروه (مخروط) ای نزدیک به استوانه زیر گنبد تا جلوی رانش و لگد زدن گنبد را بگیرد، اگر گریو همچون استوانه‌ای کوتاه باشد به آن  اربانه می‌گویند.

 

گریوار [گِ]

- نواری همچون تسمه زیر گنبد درونی. (گریو از درون) که جای کتیبه است.

 

گژف(گَ.ژَ)

- اَنگژی(صمغی) سیاه که برای آب بندی بکار می‌رود. (قیر)

 

گلمیخ[گُ]

- میخ هایی آهنین با سر نیم گرد که در ساخت درها و دروازه ها بکار می‌رفته است.

 

گل‌انداز [گُ.اَ]

- آجر چینی آذینی بر نمای ساختمان همچون نگاره‌ گل.

 

گل‌بری [گِ.بُ]

- بریدن رویه‌ گلین با ابزار و پدید آوردن نگاره با گل.

 

گلخن [گُ.خَ]

- آتشگاه گرمابه .کوره.

 

گلجام [گُ]

- پنجره‌ای با شیشه‌های رنگین بالای در و پنجره‌ها که گرداگرد آن را گگ و بته می‌انداختند و میان آنرا جام می‌کردند. به روزن ساخته شده از سنگ و کاشی در گریو گنبد نیز می‌گویند.

-  به روزن آسمانه گرمابه‌های همگانی کهن نیز می‌گویند.

 

گوداب

- لکه زردی که در اندود گچ دیوار افتد.

 

گوراب

- گنبدی که سر گور سازند.

- میدان اسب دوانی